
در ادامه، هر آنچه باید درباره «سال نو» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یکی از متفاوت ترین شروع های بهار رو داشتیم. البته واقعا من خیلی حسش نکردم اما به هر حال نمیشه بگی متاثر نمیشه از شرایط...به هر حال به جای صدای شلیک توپ سال تحویل، داشتیم صدای انفجار و ضد هوایی می شنیدیم. اینم تجربه ای هست در نوع خودش.خیلی ها اذیت...
ادامه مطلب
در ادامه، هر آنچه باید درباره «استاد کش» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خدایا میشه استاد کش رو رد کرده باشم یا هنوز ادامه داره... غر نمی زنم ولی خسته شدمخدایا دستمو بگیر...
ادامه مطلب
کجاست، کی تعریفش می کنه، کی معیار براش میذاره، یه حد معمولش نمود عینی داره... اما وقتی جان بینی متفاوت باشه، وقتی ارزش ها متفاوت باشه، اون وقت هست که سخت میشه...داریم، دارن، دارم... شاید از همه بیشتر. پس چرا نقد می کنم. کجا شکوندم که حالا نقد کنم... حالا بیا برا تغییرم تعریف بذار. این که نشد راه... نشد راه حل... صورت مساله پاک کردنه. باید تلنگر زد... باید بیدار شد... بخوانید...
ادامه مطلب
رفتیم تو مرداد و گرما بیداد می کنه... یک سال از اون عمل سخت گذشت و پارسال تو این روز ها چقدر ذهنم درگیر بود.خدا رو مثل همیشه شکر که گذشت و به خوبی هم گذشت. و خاطراتش چقدر شیرین و پر استرسه برام بخوانید...
ادامه مطلب
گرمه زمستون امسال گرم... خدایا مرسی که کنارم هستی...
ادامه مطلب
خوب نیستم. از خودم راضی نیستم. بعد از سه سال...با اطرافیان مشکل دارم و با خودم...مفید نیستم و تحول می خوام. روز به روز هم احساس می کنم بهتر نمیشه شرایط...توکل و تلاش بایدش بخوانید...
ادامه مطلب
چشم رو هم گذاشتیم ماه اول تابستونم تمام. گرم و طاقت فرسا. فردا ۳۷ پر میشه به همین راحتی... دوباره عمل در پیش داریم ... خدایا کنارمون باش...
ادامه مطلب
توبه برا بنده ها شده بازیاما برا خدا امیدهپس به امید خود خدا...
ادامه مطلب
مینویسم... هی می خونم...چه روزایی هست این روزا... داخلی و خارجی...قبلا فکر می کردم اگه خلوت بهم بدن میشینم برا خودم و خدام وقت میذارم... الان دورم... خیلی زیادباز مسقطم... ترور تو عراق...حادثه کرمان... ساقط کردن هواپیما بیخ گوشمون...مرگ سلطان قابوس... فردا صبح که از خواب پا شم چه خبر می خواد بشه...این روزا چیه خدا؟ به چیش فکر کنم؟ به کجاش؟... دلتنگیم رو چه کنم...عجیب روزاییه...
ادامه مطلب
چه گرد وخاکی گرفته اینجا داش مسعود. آذر رو از دست دادم و چیزی ننوشتم. پاییزم تموم شد. یلدا هم اومد و رفت. خیلی وقته کسی دیگه نظر نذاشته. حتی شاید خیلی وقته کسی گذرش به اینجا نیفتاده. ولی همون طور که چندین بار قبلا گفتم، من اینجا برا دل خودم می نویسم، برا خودم و خدام می نویسم. هر چند وقت یک بار هم مرورش می کنم. اونایی که دوستم دارن حتما گاهی گذارشون به اینجا میفته زیادی دارم بزرگ میشم. دیگه حس آدم بزرگ رو دارم. حس بچه که هیچی. حس اون جوونی که دائما تو کوه و دشت باید باشه رو هم دارم از دست میدم. هستم. نفس می کشم. تلاش می کنم. توکل می کنم... به امید بهارم... به امید روزای خوب. به امید برآورده شد...
ادامه مطلب
3-4 روز تا عید مونده... این روزا رو خیلی دوست دارم. خدایا شکرت......
ادامه مطلب