
مدت ها بود که زمان طولانی بدون استرس و دغدغه ی جدی رو تجربه نکرده بودم. تو این دو ماه اما کردم. نمیدونم آرامش قبل از طوفانه یا چیز دیگه ای. فقط می دونم خدا رو اون طوری که باید شاکر نبودم برای این روزا، برای این احوال.. اما این روزا و این احوال رو دوست دارم...یک ماهی هست یه مقدار وزنم هم کم کردم و این نخوردن های دوست داشتی رو هم دوست دارم...نمی دونم چرا اما بی دلیل سفر پیش رو رو هم برا خودم بزرگ کردم و کلی باهاش ذوق می کنم... این ذوق کردن این روزا رو هم دوست دارم...حتی روزمرگی های این روزا رو هم دوست دارم بخوانید...
ادامه مطلب
اون بحران های کاری کمی رد شد... آرامش نسبی این روزها برقراره برام. چهارشنبه دبی بودم، تنها بودم، تو پرواز فکر زیاد کردم، چقدر رویکردم با گذشته عوض شده، معیار هام عوض شده و ... هفته پیش ماشین خریدم، درست و غلطش رو نمی دونم. زمستون داره کم کم نفس های آخرش رو می کشه و عید نزدیکه... +نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۵ساعت16:40 توسطمسعود | ...
ادامه مطلب