جولای خدا

متن مرتبط با «روز های پرواز اهواز به شیراز» در سایت جولای خدا نوشته شده است

آنچه باید درباره بهار بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «بهار» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. فروردین رو به پایان. فعلا آتش بس. خودمم توی بس... بس از همه چی... انگاری سر شدم و بی حستو صف پذیرش مدیران مرزداران نشستم و به آرامش فکر می کنم. امیدوارم روزای خوب بیاد...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از اردیبهشت رویایی

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «اردیبهشت رویایی» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همیشه بهترین فصل برای طبیعت گردی من اردیبهشت بوده. از دی و بهمن چشم انتظار می کشیدم...کاش انرژی و انگیزه و همت بیشتری داشتم که بتونم بازم مثل قدیما ازش استفاده کنم. ولی حیف...در هر صورت هوای عالیه امسال آ...

    ادامه مطلب
  • به نام او

  • نیلوبلاگ

    اوین روز هفته و اولین روز آذر صبح زود در دفتر به نام خودش و امید به خودش همین و بس...

    ادامه مطلب
  • پایان بهار

  • نیلوبلاگ

    آخرین روز های بهار...روزها و ه هفته ها و ماه ها و فصل ها و سال ها و ... میان و میرن و من همچنان هستم. با سکون اما ثبات بیشتر.خسته ام از نگفتن ها و سکوت اما تجربه می کنم. باید در کنارش خودسازی هم بکنم. گاهی میرم تو جاده و گاهی میزنم بغل.احساس میکنم حرف جدیدی حتی برای نوشتن ندارم اما باید بنویسم. تا راه برم و از سکون در بیام.اون سفر که سه ماهه ذهنم رو درگیر کرده هم رفتم و باز نگاه می کنم که کجا هستم و چی کار می کنم...دوباره انتصابات هست و من میدونم دوباره حضور خواهم داشت. شاید فقط به یک دلیل. به هر حال میدونم نهایت ظلم به آخر میرسه و روزای خوب میاد.بعد از دو سال صحبت کردم و کمی تلاش. میدونستم چیزی تغییر نکرده اما به هر حال باید تلاش می کردم. کاش بشه درست بشه یه روز. به هر حال ناراحتمنمی دونم ب...

    ادامه مطلب
  • اردیبهشت من

  • نیلوبلاگ

    محبوب ترین ماه من داره تموم میشه. شروعش رو نوشتم تو این ماه و پایانش رو دارم می نویسم.اما بر خلاف جوانی ازش استفاده نکردم. اون روزا برا تک تک روزاش برنامه تفریح می ریختم... نهر، برکه، آبشار، دره، کوه، جنگل، چیدن توت و ...اما امسال فقط تهران بودم و فقط هواشو تنفس کردم... چقدرم خوب بود امسال ...اما دیگه مثل جوونیا نرفتم این ور اون ور...روزها آرومه و من همچنان پیشرفت ندارم. عجیب به این سکون عادت کردم.سفری در پیش است. خدا کنه از اصل خودم فاصله نگیرم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دل نوشته های آخر

  • نیلوبلاگ

    امسال هم تموم. صبح که بشه دیگه تمومه و باز روز از نو روزی از نو...روزای آخر سال با دیسک گردن گذشت... منی که به قول خودم ورزش کار ... منی که به قول خودم بدن سالم.... اما میانسالی یهو رو کرد خودشوداریم به چهل نزدیک میشیم. به همین راحتی... اثر اون همه کار سخت. ساعت ها پا نشدن از پای سیستم... حمل کوله های 30-40 کیلویی برای فرار از اضافه بار و .. همه رو الان میبینی... یهو میاد و از پا درت میاره. زندگی همینه. سلامتی نعمته و ما قدرشو نمی دونیم.سال خوبی بود. خاطره بد کم دارم ازش... اما تکونی هم نخوردم. همونی هستم که بودم. همون. سال تحویل امسال متفاوت بود برام. اما فردا صبح همچون گذشته...وروجکا دارن بزرگ میشن و همچنان نیستن.و گذر عمر چقدر تکراری شده...خدا رو شکر برای همه ی داشته و نداشته ها... بخو...

    ادامه مطلب
  • چهل روز

  • نیلوبلاگ

    چهل روز هست ننوشتم اینجا... نمیشه کتمان کرد که هر چی هم آدم بگه واسه دل خودش می نویسه باز دوست داره گاهی دیگران هم بخونناحساس می کنم گذر افراد حتی نزدیکام به اینجا رو به ۰ متمایل می کنه :-) اما من عاشق اینجام. چون گذر عمر رو از جلو چشمام رد می کنه... الکی الکی بیشتر از 15 ساله دارم اینجا مینویسم. میشه یه عمر... یه دوران از زندگی... وقتی شروع کردم یه جوون 22 ساله بودم و الان 37 رو رد کردم...اما می نویسم و پیش میرم. چقدر گذر زندگی سادست. و چقدر این دنیا با همه ی تکاپوش بی ارزش...تو این سال های اخیر سایت فلایت رادار ۲۴ رو خیلی دوست داشتم. بارها و بارها شده نشستم همین طوری ترک هواپیما ها. این یکی از برزیل پا شده داره میره پاریس اون یکی از مسکو داره میره سیدنی و... خودم رو جای آدمای توش میذارم. ب...

    ادامه مطلب
  • صبحگاه شنبه

  • نیلوبلاگ

    اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم قضای عهدِ ماضی را شبی دستی برافشانمشبان آهسته مینالم مگر دردم نهان ماند به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • همین طوری وسط روزی

  • نیلوبلاگ

    قضاوت و عدالت... چطور میشه آخه براشون چارچوب پیدا کرد. براشون مفهموم تعریف کرد. خود به خود تناقض دارن...

    ادامه مطلب
  • روز تعطیل در خانه

  • نیلوبلاگ

    هفته پر فشاری رو داشتم. این کار کردن تراکتوریه من پایان پذیر نیست گویا... هر شب دو سه ساعت بیشتر نمی خوابیدم.دیشب ۹ ساعت خوابیدم و کلی بدنم رفرش شد... امروز هم تعطیل و عید و خونه هستم...هنوز مشکل ارتباطاتم حل نشده و تنها پاسخی که می شنوم اینه که خاصی...در هر صورت هنوز هستم و نفس می کشم و دارم پیش میرم. شاید دوباره محیط دانشگاه. شاید بخوانید...

    ادامه مطلب
  • صبح های جمعه

  • نیلوبلاگ

    صبح های جمعه هم حال و هوای خودش رو داره... تو زمان های مختلف زندگیم کارای مختلف و عجیبی تو صبح جمعه کردم. بهش که نگاه میکنم چقدر تفاوت و تغییر می بینم. اما همشون رو دوست دارم. همش جزوی از زندگیم شدن جزوی از من...خوبیش اینه مال خودم بوده همیشه اون کاری که خودم دوست داشتم رو کردم حتی اگه فقط بیل زدن بوده باشه حتی اگه فقط از خونه بیرون رفتن بوده باشه اما به هر حال مال خودم بوده خودم انجامشون دادم. جبر زمونه کمتر توشون تاثیر داشته و واسه همین دوسشون دارم.این روزا ممکنه منجر به تغییرات بشه برام ممکنه هم نه... باید ببینیم چند مرده حلاجیم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مکان های تاریخی

  • نیلوبلاگ

    گذر از خاطرات... یه خونه قدیمی، یه دفتر قدیمی، یه کوچه قدیمی، یه محله قدیمی و ...برا همه پیش میاد. حس عجیبه. رد شدن از جایی که کلی حس بهت دست میده، برگشتن به مکانی که کلی خاطره داری اونجا، ترک کردن مکانی که کلی وقت گذروندی اونجا، اما دنیا محل همین گذر و رفتن هاست. میگذره و میگذره، میان و میرن، میای و میری و فقط خاطرات هست که می مونه...این دو سه روز آخر سال همش این رفتن و اومدن ها از جلو چشمم میگذره... دارم یکی از خاطرات رو ترک می کنم بعد از 12 سال اما باید ترک کرد و سپرد به خاطرات...داره سال جدیذ میشه بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باز هم تنهایی

  • نیلوبلاگ

    جالبه هر موقع اینجا هستم و تنها میشم این وبلاگ پناهگاهم میشه.مدت هاست خلوت دوست داشتنی نداشتم با خودم...ترکیب این خاطرات خوب و بد چقدر گاهی عجیبه بخوانید...

    ادامه مطلب
  • روز موعود

  • نیلوبلاگ

    با همه تلخی های این مدت بالاخره رسید همون روزی که از چند ماه پیش ذوقش رو داشتم ... خدایا مثل همیشه کنارم بودی و ممنونم. امیدوارم نتیجش هم خوش باشه. توکل به خدا بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتنی های این روزهام

  • نیلوبلاگ

    مدت ها بود که زمان طولانی بدون استرس و دغدغه ی جدی رو تجربه نکرده بودم. تو این دو ماه اما کردم. نمیدونم آرامش قبل از طوفانه یا چیز دیگه ای. فقط می دونم خدا رو اون طوری که باید شاکر نبودم برای این روزا، برای این احوال.. اما این روزا و این احوال رو دوست دارم...یک ماهی هست یه مقدار وزنم هم کم کردم و این نخوردن های دوست داشتی رو هم دوست دارم...نمی دونم چرا اما بی دلیل سفر پیش رو رو هم برا خودم بزرگ کردم و کلی باهاش ذوق می کنم... این ذوق کردن این روزا رو هم دوست دارم...حتی روزمرگی های این روزا رو هم دوست دارم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اردیبهشت

  • نیلوبلاگ

    اردیبهشت ماهبیمارستان ولیعصر واسه عمل پدر،روز های نسبتا آروم، یه آقای دکتر خسته و هزار فکر و خیالو اما زندگی در گذر است. خدایا کمکم کن همچنان به حق الناس به عنوان اولویت این روزام نگاه کنم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بهار 1401

  • نیلوبلاگ

    ماه رمضون و اومد و رفت... حتی یک سحر هم بیدار نشدم. خیلی فرق کرده با قدیمااما هستم، نفس می کشم و ادامه میدم. بعد از اون همه سختی های آخر پارسال، یسر این دو ماه خیلی آرومم کرد. کم شکرکردم اما ته دلم میدونم چه خبره.همه با هم تو خونه دوازدهم. این حکمتی داره برا خودش.زمان زود میگذره. خیلی زود. دیگه عادت به گذران زندگی اصل شده. از یه جایی به بعد، از یه سنی به بعد حساش تکراری میشه، مرورش تکراری میشه. دیگه نقطه عطف های دوران نوجوونی و جوونی رو نداره. اما بازم شکر. انگار نه انگار یازده سال پیش تازه عمو شده بودم و الان یه نوجوون یازده ساله با کلی ادعا کنارم هست.امسال هنوز طبیعت نرفتم. این روزای بهاری به شدت دلتنگشم. آخرین طبیعت بکر پارسال همش یاد یه بنده خداییم میندازه که خیلی براش ناراحتم. خدایا خود...

    ادامه مطلب
  • توبه

  • نیلوبلاگ

    توبه برا بنده ها شده بازیاما برا خدا امیدهپس به امید خود خدا...

    ادامه مطلب
  • 13 به در

  • نیلوبلاگ

    13 به در نه خیلی متفاوت برای منهنوز نتونستم فاصلم رو با کامپیوتر و گوشی کم کنم.بیشتر سعی می کنم...

    ادامه مطلب
  • عجیب روزاییه

  • نیلوبلاگ

    مینویسم... هی می خونم...چه روزایی هست این روزا... داخلی و خارجی...قبلا فکر می کردم اگه خلوت بهم بدن میشینم برا خودم و خدام وقت میذارم... الان دورم... خیلی زیادباز مسقطم... ترور تو عراق...حادثه کرمان... ساقط کردن هواپیما بیخ گوشمون...مرگ سلطان قابوس... فردا صبح که از خواب پا شم چه خبر می خواد بشه...این روزا چیه خدا؟ به چیش فکر کنم؟ به کجاش؟... دلتنگیم رو چه کنم...عجیب روزاییه...

    ادامه مطلب