چقدر حس عجیبی دارم امروز که تو دفتر کار تنهام. یاد این سال ها... کسایی که یه روزی بودن و الان نیستن پیشمون.
قبلنا همیشه از شلوغی و ریختن کارها رو سرم استقبال می کردم... اما الان نمیدونم حسم چی میگه.
برا اولین بار می فهمم چقدر جای خالی بعضیا برام آزاردهندست. دارم تو ذهنم از 7 سال پیش به این ور رو مرور می کنم. تک تک روزاشو، تک تک اتفاقاشو، تک تک آدماشو ... و همچنان زندگی در گذر است.
روزای سخت خوب به آدم یادآوری می کنه همه چیزو...
این حس عجیب رو دوست دارم خیلی، کاش تلخ نباشه نتیجه این روزا و بتونم چند ماه بعد نزدیک های عید امسال با همین حس و البته شاید کمی متفاوت تر از لحاظ شرایط استرس بنویسم...
برچسب:
نویسنده: آریا اکبری