چه فکرا کرده بودم براش. چه خوابا دیده بودم براش.
همش رفت و گذشت. داره می گذره مثل زندگی مثل عمر مثل سال مثل ماه مثل روز و...
هوس دره دارم... یه دره که بری توش و تا برسی ته دره کلی ماجرا و شگفتی رو باید رد کنی. بپری، فرود بیای، شیرجه بری، شنا بری و... استرسشم شیرینه...شیرین تر از اون ته دره است...
خدا هوامون رو داشته باش
برچسب:
نویسنده: آریا اکبری