عجیب روزاییه - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
مینویسم... هی می خونم...چه روزایی هست این روزا... داخلی و خارجی...قبلا فکر می کردم اگه خلوت بهم بدن میشینم برا خودم و خدام وقت میذارم... الان دورم... خیلی زیادباز مسقطم... ترور تو عراق...حادثه کرمان... ساقط کردن هواپیما بیخ گوشمون...مرگ سلطان قابوس... فردا صبح که از خواب پا شم چه خبر می خواد بشه...ا...
صبح جمعه - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
صبح جمعهتهرانصدای آهنگ سنتی از رادیو قدیمیاحساس آرامش، احساس امنیتنگرانیxa0
برکت - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
همه دائم می گن برکت رو خدا میده. هر چی بجنگی روزی تو دست خداست...بهش باور هم داریم؟ چرا نمود نداره پسxa0
مارابس - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
من و همصحبتی اهل ریا دورم باداز گرانان جهان رطل گران ما را بسxa0قصر فردوس به پاداش عمل میبخشندما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بسxa0
بن بست - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
در نا امیدی بسی امید است، پایان شب سیه سفید استخدایا هر چی بشه باز بنده ایم...
سیاهی - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
سیاهه؟همه چی سیاهه؟ نور امید نیست؟صبح که پا میشم همش سیاهی می بینم؟ بی انصاف ها می تازن... کارشون پیش میره، حرفشون برو داره ...وضعیت خوب نیست. امید کمه. تو همه این شرایط میدونم که باز باید توکل کرد و امید داشت.کاش دنیا خاکستری تر بشه، سفید تر بشه، انصاف مسلط بشه...
موسیقی صبحگاهی - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
آهای فلک که گردنت از هممون بلند تره...به ما که خسته ایم بگو .. خونه ی بهار کدوم وره...
سال عجیب - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
این همه سختیایی که گذشت و حل هم نشد...آخر سالی کرونا هم اضافه شده...خیلی دوست دارم بدونم سال دیگه این موقع ها چیا مینویسم و وقتی مطالب 6 ما آخر این سال رو می خونم چه حسی دارم...xa0
فاصله ها - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:52
وقتی فاصله می گیری عادی میشه برات.عادت می کنی به فاصله... اولش سخته بعدش عادت می کنی...فاصله خیلی حرف داره، خیلی معنا داره...خدایا میدونم از تو هم فاصله گرفتم و بهش عادت کردم... کمکم کن بتونم فاصله رو جبران کنم...
2020 - تاریخ: 1398/10/13 ساعت: 22:26
اول ژانویه 2020 هست و من باز مسقط...همش شده افسوس خوردن و فکر کردن.فکر چیزهای بیهوده و بی نتیجه. حرص از عملکرد اطرافیان و شاید خودمسختی این روزها گاهی امانم رو بریده اما همچنان امیدوارم که خدا هست.به
شب جمعه - تاریخ: 1398/10/13 ساعت: 22:26
شب جمعه گاهی هم آرامش داره. گاهی هم آرزو داره. گاهی هم امید داره. گاهی هم خاصهشب جمعه هنوز تو مسقط و هزار فکر و خیال.حکمت رو بعدا می فهمم. اما الان دوست دارمیه وقتایی مال خودم باشه. مال خودم و خدام. نه هیچ چیز دنیوی دیگه.میدونم دورم از این حرفا اما زدنش و نوشتنش هم برام آرامش بخشه... راز آرامش امشبم...
صبح های تنهایی - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:11
صبح هایی که میشینم تنها تو دفتر و دعای عهد گوش می دم.خلوتش رو دوست دارم. آرامشش رو دوست دارم.xa0داره میگذره. سخت و نفس گیر اما میگذره.xa0چقدر زندگی این دنیا ساده و چقدر پیچیدست. یه دور باطل هیجان انگیز...پس شکرxa0
نمی شود که نمی شود - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:11
از اون گاهی ها شده...بعدش رو خیلی یادآوری کن...xa0اما الانه فقط می خواد که بشود...آخدا سختهxa0
یلدای امسال - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:11
یلدای امسال هم قاطی این همه ناراحتی اومده...یلدای 91 که فردا صبحش اعزام بود رو یادم نمیاد.یلدای 93 رو دوست ندارم و شاید دیگه خاطره ای از یلدا نداشته باشم...xa0
بازه های زمانی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:03
پست دی 95 بودهستم. نفس می کشم. تلاش می کنم. توکل می کنم...به امید بهارم... به امید روزای خوب. به امید برآورده شدن خواسته ها. به امید خدا...باید بیشتر فکر کنم، و شاید بیشتر عملچقدر تکرار بازه های زندگی معنا داره...اردیبهشت 93، بهمن 93، تیر 95، آبان 95، آبان 98
روزهای سخت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:38
همون روزای سخت که گفته بودم تو یکی دو ماه آینده میاد اومده. سخت سخت...کاش بگذره زودتر. خدایا کنارم باش.xa0
فضای بسته - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:38
از داخل ایران نمیشه وبلاگ رو هم آپدیت کرد.عجیب روزایی هست
محتاج - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:38
تو سختی ها سخت محتاج,یمهمه چی را پاس میدیم به بعد سختیا اما بعدش یادمون میره...
فضای خلوت - تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:37
بعضی موقع ها دنبالش می گردی، در به در... دنبال یه جای دنج، دنبال یه فضایی که کسی توش نباشه. جایی که خودت باشی. خودت باشی و خدات... که بتونی فکر کنی، بتونی با خودت حرف بزنی، بتونی با خدات حرف بزنی، بتو
تنها - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
و باز هم مسقط ...تا چند ساعت پیش تنها نبودم ولی الان هستم...تنهای تنهاحسیه برا خودش.. تنهایی