بیدلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
-
تاریخ: 1401/6/13 ساعت: 11:54
[unable to retrieve full-text content]خسته ام از بد عهدی ها از عادت به روزمرگی ها حتما باید نشونه باشه تا به خودت بیای... کاش بشه بدون نشونه یه تکونی به خودم بدم. از همین امروز
شهریور ماه
-
تاریخ: 1401/6/13 ساعت: 11:54
آخرین ما نیمه اول سال و همین طور زود میگذره...میخوام شهریور رو تهران باشم، خونه باشم، لذت ببرم ازش. نمی دونم چرا... بهتر نشدم خیلی اما دارم پیش میرم.کلا شاید یکم آروم تر شدم و یکم بزرگ تر...دیروز بچه ها رو برده بودم اپارک...و دیگر هیچ Adblock test (Why?)
دوست داشتنی هام
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 14:17
وارد مرداد شدیم. وارد محرم شدیمفقط تقویمه که شده دیت ندشته من تو اینجا. ثبت روزهای خاطرات برای چک کردنشون حس گرفتن...وقتی ۲۲ سالم بود اینجا شروع کردم به نوشتن و الان ۳۶ سالگی رو رد کردم و هنوز هستم. هنوز مینویسم... خیلیا اومدن و رفتن خیلی ها دیگه اینجا رو یادشونم نیست. تو آرشیو آخرین مطالب دوستان فق...
ملجا
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 14:17
[unable to retrieve full-text content]شب تاسوعا و نشستم جلوی گنبد حرم امام رضا اوین باره اینجا مینویسم... ولی همه نوشته هام از همین جا منشا گرفتن...
گذر ایام
-
تاریخ: 1401/4/30 ساعت: 1:36
اردیبهشت اون طوری هم گدشت... خرداد این طوری هم گذشت... تیر هم داره تموم میشه وچقدر سریع، چقدر راحت، چقدر عجیب، انگار همه این ها جزوی از زندگیه و انگار همه اینن ها عادیه و ... چقدر زندگیه این دنیا عادیه، میتونن برت دارن بذارنت تو برش های مختلف زمانی و مکانی... هیچ فرقی نمی کنه. تو اون زمان و مکان هم ...
چرخه زندگی
-
تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 22:05
از اون تنهایی و فکر کردن و راه رفتن رسیدم به خلوت تنهایی مسقط. باز همون دفتر. باز همون خاطرات. چقدر دنیا کوچیک و تکراریه... بعد از سه سال. هیچی عوض نشده. دوباره تجهیز کردم و دارم توش نفس میکشم... کاش قدر خدا رو بدونم. خدایا امشب بدجوری دلم هواتو کرده Adblock test (Why?)
اردیبهشت
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 23:08
اردیبهشت ماهبیمارستان ولیعصر واسه عمل پدر،روز های نسبتا آروم، یه آقای دکتر خسته و هزار فکر و خیالو اما زندگی در گذر است. خدایا کمکم کن همچنان به حق الناس به عنوان اولویت این روزام نگاه کنم. Adblock test (Why?)
بهار 1401
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 23:08
ماه رمضون و اومد و رفت... حتی یک سحر هم بیدار نشدم. خیلی فرق کرده با قدیمااما هستم، نفس می کشم و ادامه میدم. بعد از اون همه سختی های آخر پارسال، یسر این دو ماه خیلی آرومم کرد. کم شکرکردم اما ته دلم میدونم چه خبره.همه با هم تو خونه دوازدهم. این حکمتی داره برا خودش.زمان زود میگذره. خیلی زود. دیگه عادت...
باز هم
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 23:08
گویا تجربه های زندگی نمی خواد تموم بشه...اردیبهشت تموم شد و من اون قدر خلوت داشتم که حتی اینجا رو هم نداشتم برا نوشتن. فقط جایی داشتم برا راه رفتن و فکر کردن.چقدر این روزا رو باید به خاطر بیارم...توکل تو کل Adblock test (Why?)
آرامش حرم
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:52
[unable to retrieve full-text content]و باز بعد از گذر از سختی ها آرامش حرم اما رضا. خدایا شکرت
بسم الله
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:52
صبح اول وقت و تنهایی دفتر و دوباره فرصت برای فکر و برنامه ریزینوشتن تو جایی که بهم آرامش میده و نگاه به گذشته و امید به آینده و چرخه تکراری زندگیهمه و همه رو حس می کنم و دوست دارم.و خدا هست... Adblock test (Why?)
خدا هست
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:52
بهمن هم به نیمه رسید و باز چیزی تا پایان سال نمونده. سرعت گذر زمان هم زیاد تر شده و هم تکراری تر ...اما این تویی که نباید بذاری عادی بشه. انسان به حکم انسان بودنش تغییر می کنه و تغییر لازم دارهصبح های زود مال خودته و هیچ کس نمی تونه به همش بزنه و این روزا از صبح های زود استفاده می کنم تا فکر کنم .....
حرف زدن
-
تاریخ: 1399/6/24 ساعت: 16:56
دوست دارم قدرت حرف زدنم رو بهتر کنم.بتونم دیگران رو قانع کنم و حرفایی که می خوام رو راحت بزنم...بعضی موقع ها این قدر حرف نمیزنم که نتیجش میشه فوران و این خوب نیست Let's block ads! (Why?)
عصر جمعه
-
تاریخ: 1399/6/24 ساعت: 16:56
شاید تو ظاهر امسال تلاش کردم، اما میرم تو بطنش می بینم هیچقرار بود فاصله بگیرم از فضای مجازی، قرار بود بیشتر فکر کنم، بیشتر واقعیت ها رو ببینم، بیشتر به اشتباهاتم فکر کنم...اما نشده، نکردم، خیلی مستاص
98 دوست نداشتنی
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 0:40
آخرین جمعه سال نود و هشتxa0هست...صبح یکم دعا گوش دادم...هر چی این سالو زیر و رو می کنم همش بد بود... شاید خیر بود... اما دوسش نداشتم، از اول فروردین تا آخر اسفندش... همش پر از خبرای بد و ناراحت کننده بود. شخصی، کاری، اجتماعی و ... عجیب سالی بود...این سالم میگذره و خاطراتشه که می مونه...xa0
رزق حلال
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 0:40
خیلی ذهنم درگیر این موضوع هست این روزاهی به خودم میگم حتما یه جا حقی زایل کردیم، حتما یه جا رضایت طرف مقابل نبوده که این اتفاق ها میفته...در راستای همه اتفاقات عجیب 98 مواجهه با آدمایی که خیلی راحت پا روی حق شما گذاشتند هم به نوع خودش عجیب بودکاش از این به بعد حق کسی رو پایمال نکنم. رضایت بقیه باشه....
توبه
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 0:40
توبه برا بنده ها شده بازیاما برا خدا امیدهپس به امید خود خدا
شروع سال 99
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 0:40
سال جدید شد و اولین پستم رو میذارم...آخر 98 خوب نبود، اول 99 هم خوب شروع نشد.اما باعث شد یه حس تازه درونم شکل بگیره خیلی حس خوبیه کاش بتونم حفظش کنم...حس می کنم تو همه شرایط، تو همه شرایط خدا هست و دلم گرمه به بودنش...همه این شرایط سخت رو خدا کنارمونه و این خیلی بهم آرامش داده این یکی دو روز...دوست ...
13 به در
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 0:40
13 به در نه خیلی متفاوت برای منهنوز نتونستم فاصلم رو با کامپیوتر و گوشی کم کنم.بیشتر سعی می کنم
بارون
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 0:40
بارون این روزا رو خیلی دوست دارم...کاش شرایط و وقت و انگیزه و ... باشه بشه بعدش بزنم به دل طبیعتxa0